یه سلام و خداحافظ ساده برای همه ی دوست جونام !
دارم میرم برای همیشه !! این وبلاگم یه یادگاری برای روزای با شما بودن ! حلالم کنین ! شاید رفتن بهتر از ماندن باشه ! یه وداع عاشقونه با یه بغض بی بهونه ! پ.ن : می دونم دلم برای تک تکتون تنگ میشه ! اما مجبورم .... دلــ نوشت : می خواهم کمی آرام بگیرم ... دلتنگی ها گردن ِ تو .. بگذار بخوابم آرام در آغوشت
یا برو نمان دل بکن امـــا گاهی با مـن بــاش ...
گفتی که : - چو خورشید زنم سوی تو پر چون ماه شبی میکشم از پنجره سر ! اندوه که خورشید شدی تنگ غروب ! افسوس که مهتاب شدی وقت سحر ! :::فریدون مشیری :::
"درک احساسات آدمی ، مایه ی دلخوشی است "
رالف والدو امرسون میبینید وای انقذه خوشحالم که یادم رفت سلوم بدم سلوکککککککککککس به دوست جونای توپ خودم که دیوونتونم حتما از خودتون میپرسین که غزل چی شده باشه میگم باوا !! دیروز که همیطوری ننشته بودم رو کاناپه و لمیده بودم و فیلم تماشا میکردم وای اسم بهروز خان روشه تو نامه نوشته بود به امیدی فرستادیم که تورو تنها کسی میدونیم که واقعا به فکرمونی انقدر عکسارو بوس کردم و نگاشون کردم که ضعف کردم و احساس گرسنگی بهم دست داد خوشـ ــ ـحال نوشـــــتــ : بهروز خان و سارا جون بی نهایت دوستون دارم ! همین نزدیکیا میام پیشتون ! تـــــ ـه نوشتـ : همین دیگه !!!
دوست جونای غزل سلوکس ! (سلوم)
خوب بودین بهتر شدین ؟ خب خداروشکر ! یه تصمیمی گرفتم ! تصمیم گرفتم که دیگه نه افسرده باشم نه خوشحال ! ینی یه جورایی مرده متحرک ! دیروز با بچه ها که تو پاتوق بودیم حرف از دلتنگی افتاد ! دیگه هیچ حسی نداشتم ! فقط خندیدم و مسخرشون کردم ! دوست داشتم تو خیابونا چرخ بزنم و یاد قدیما باشم ! اما حس اونم نداشتم ! ینی انقدر دل امیرو شکستم که دارم تقاص اونارو پس میدم ! ؟ دیگه دوست ندارم در مورد گذشته فکر کنم ! اگه تا چند ماه دیگه بابا بازنشست بشه ! برای همیشه از اینجا میرم و به هیچی کار ندارم ! میرم پیش داییم و همه چیو فراموش میکنم ! میرم پیش بهروز و سارا که همیشه به فکر منن !! اینجا به امید کی زندگی کنم ؟ به امید کی راه برم ! همه که به فکر خودشون هستن ! چرا من نباشم !؟ حتی وقتی پیش عزیز ترین دوستام هستم حس قبلو ندارم ! نمیدونم شاید به یه شوک نیاز دارم که به حالت قبلی برگردم ! یا شایدم چیزای دیگه !
بعدا ـ . نـــوشتــــ :پـــــــــ ــ ــریای من فانوسکم ! ممنونم که به فکرمی ! تنها کاری که از دستم میاد اینه که توی پستام ازت تشکر کنم ! دلـــ نوشتـــ :شـ ــ ـکوفــ ـ ـ ـه ی بهاریم ! پیشی ناز غزل ! همیشه برام بهترین می مونی و دوست دارم ! چهارمی غزلی !
هر چه می خواهی دورشو فقط! آنقدر دیر نیا ، که برای تمام دیوها دلبری کنم.... پ.ن: از همه معذرت ب خاطر سر نزدن به دوست جونام ! پ.ن : پریای مهربونم منو ببخش !!
سلام امیر مهربونم ! حالت خوبه ؟ بهت خوش میگذره ؟ دیشب خوابتو دیدم این روزا بدجوری یاد تو با دلم بازی میکنه ! خیلی دلم برات تنگ شده ! اما روی برگشتن به کنارتو ندارم ! میدونم الان یا زن گرفتی یا با یکی هستی که خیلی دوسش داری ! اما من هرچی میگردم کسی مثل تورو پیدا نمیکنم !
تو از همه نظر خوب بودی یه عالمه دوستم داشتی ! اما الان ازم متنفری ! میدونم که خیلی خوشحالی که من به این روز افتادم ! میدونم که................ خیلی روزگار بدی دارم تنفر از همه چی وجودمو گرفته ! کاش میتونستم....... !! منو ببخش که تنهات گذاشتم !! فقط ببخش امیر ! دوستت دارم .......
نگاهت که ببارد بهار میشوم
نگاهت یارنیست افسانه میشود بهار شدنم !!! پ.ن : فقط همینو دارم بگم !! پ.ن : بازم توی دام عشق گیر کردم !! باز خودمو اسیر کردم !! پ.ن : احساس می کنم زیر یه کوله باری از مسئولیتم !!!
سلنگ به دوست جونای ناناسی غزل که دلم براشون یه عالمه تگن شده بودش !!
اگه مردین خبر کنین بیایم میشکا بخوریما !! آفرین !! خدا رحمتتون کنه !! ( اوا این چه حرفیه دختر زبونتو گاز بگیر دهههه!!!!!!!!!!!!!!!) خب بریم سر اصل مطلب !! ۱-غزل : که خودمم که عاشق بارونم و خیلی هم خوش خنده ۲-آوا : دختری زیبا و ملیح که فوق العاده شیطونه ۳-نسیم : همون که چند وقت پیش تولدش بود.. غرغروترین فرد در پاتقمون ۴- سینا : پسری با موهای بور و چشمانی آبی که خوشتیپ پاتوقمونه ! ۵-سودا : خودمونم نفهمیدیم چه جوری اومد توی گروهمون چه شنایی بلده ناکس !! ۶-محمد : لوتی ترین کسی که تا بحال دیدم خیلی هم با معرفت ۷-عسل : که ذکر خیرش همیشه پیشتون هست !! رفیق فابریکم !! محشر !! ۸-شایان : شوهر عسل خانومی که خیلی بیش فعاله !! ( اوه اوه ) ۹-بهزاد : آقا تا شنید ما میریم شمال از ما جلوتر سر قرار بود !! البته خیلی باهال بود توی سفر شناختمش !! ۱۰- و از همه باهال تر سرایدار خونمون که برای مواظبت و عدم شیطونی کردن ما با ما اومده بود !! وای خدا جونم مش تقی بمب خنده بود !! دست پختشم عالی بود !! حیف بود ازش اینجا نگم !! خدا نگهش داره مرد خوبیه !! ساده و بی آلایش مثل برف !!! دوست جونای من بدونین دوستتون دارم یه عالمه !! ببخشد که نتونستم بهتون سر بزنم !! ولی همشه به یادتون هستم !!! قفون همتون !!!!
شلام خوشملای عسلم !!
خوفین ؟ منم خوفم !! آخ آخ فقط یه اتفاق خیلی باهالی افتاد واسم که حسابی ضایع شدم رفت .. چند وقت پیش برای جشن تولد نسیم (یکی از دوستام) خونشون دعوت بودم !! همه دعوت داشتن از بچه های قدیمی تا اونایی که من نمیشناختمشون !! نسیم، بهزادو شایانم دعوت کرده بود همه بودن دیگه !! من یکم به مهمونی دیر رسیدم چون رفته بودم باشگاه !! وقتی وارد شدم اول فکر کردم جمع فقط دخترونه س ولی وقتی اجناس ذکورو دیدم فسَم خوابید مث بچه های خجالتی فقط نگاه میکردمو و میخندیدم !! ای بابا یعنی چی ! هر جا ما دخملا هستیم ذارت پسملا پیداشون میشه !! منم که در هیچ مواقع کم نمیارم رفتم به مامان نسیم کمک کردم تا مهمونی بهتر برگزار بشه !! برای نسیم چند وقت بود یه گردنبند ورساچی دیده بودم که بخرم واسش که امروز هدیه دادم بهش !! امیدوارم که همیشه دور هم باشیم البته اگه پسرا پررو نباشن !! آخه میدونین چیه !! ما چند کوچه بالاتر از خونمون با بچه ها یه پاتوق داریم که همه ی بچه ها هر روز وقتی کاری نداشته باشن دور هم جمع میشن و در دل میکن واسه هم !! شایان و عسلم اینجا با هم آشنا شدن !! تازگیا این بهزاد خان هم اینورا پیداش میشه !! من که یه چند وقتی میشه زیاد نمیرم !! ولی جمع دوستانه ی خوبیه !! من در مورد وبم بهشون گفتم !! به خاطر رو کم کنی بچه ها من با امیر دوست شدم که دیگه نشد دیگه !! حالا هر چی !! قفون همتون ناناسای خودم !!
|